شعر “جشن تولد”_ پویان فرمانبر | بلاگ

شعر “جشن تولد”_ پویان فرمانبر

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

از زمینی که آورد بالا
روی تو افتادم
و هرچه می‌روم نجات
بیشتر فرو

برای او
که مثل من شبیه توست
اتاقِ کوچکی نوشته‌ام
که هروقت خواست بازی کند
و دنبال پازلی بگردد
که هرگز پا به ضلع زمین نمی‌‌گذارد
گریه کند برای تولد
برای بازگشت

با عروسک‌های تازه‌ام
دارم فکر می‌کنم به تو
که با عروسک‌های تازه‌ات
فکر می‌کنی به او
به آنکه گریه می‌کند برای ما
و مثل تیرِ هوایی
همه تهدید می‌کند

زمین که اِشتهایش زیاد شَوَد
ضمیر کم می‌شود
باید بگردم مثل او
پی خودم
که دنیا تو را کم
و بیدار شَوَد از باز
از جنگ
که جای اینکه بازی
با ‌‌ زی با ؟

سربازها همه شاعرند
و زندگی می‌رود از بین
به تولد
به
درست مثل من
که تا خواستم بنویسم‌ت
دیگر بزرگ شده بود


...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 17:39