
دست هادست هایم را می اندازم دور گردنمو موهایم را می کشم در خیاباندست اندازها ماشین ها را زیر می گیرندماشین ها آدم راحتی ابر حوصله ای ندارد ادامه مطلب...
ادامه مطلب
آنxadکه شغل شعر را انتقال معنا میداند نه درکی از شعر دارد، نه در معنا پی شعور میگردد، در واقع دنبال معنای تازهی معنا نیست. معنای شعر را نمیشود جز در شکل شعر جست، در واقع آنهایی که شعر را معنا میکنند آن را از ریخت میاندازند، تنها در ریخت شعر است که شعور خودش را آشکار میکند. در واقع اساتید ادبیات دانشگاهها در مواجهه با شعر، رل بوکسوری را ایفا میکنند که به جان زیبارویی افتاده و آن را ا...
ادامه مطلب
کالجی ها را نمی شود با هیچ فنی از صحنه خارج کرد! پرده برداری از شیطان ادیان در « لیلاو»تازه ترین مجموعه شعر علی عبدالرضاییبا عنوان «لیلاو » دقایقی پیش در نشر کالج منتشر شد . دانلود:مجموعه شعر لیلاو ...
ادامه مطلب
تو را دوست دارم چون نان و نمک چون لبان گر گرفته از تب که نیمهشبان در التهاب قطرهای آب بر شیر آبی بچسبد!تو را دوست دارم ادامه مطلب...
ادامه مطلب
افتادهام در عمیق و دست به دامن نمیبرد شب اگر رشد کند در رحمم تاریک ویار مقنى چاهی میشود بیآب میکند تا یوسفی در من رشد لگدهاش پرت کند حواس بی آنxadکه بربخورد به کسی چیزی حتی به زمین که قیم تنهاییست ادامه مطلب...
ادامه مطلب
افتادهام در عمیق و دست به دامن نمیبرد شب اگر رشد کند در رحمم تاریک ویار مقنى چاهیست بیآب میکند تا یوسفی در من رشد ادامه مطلب...
ادامه مطلب
چشم چمدان من است چه مى xadداند که تو را میبرد بى آنxadکه رفته باشى بی آنxadکه مجال کنم ادامه مطلب...
ادامه مطلب
تیر میکشملای پلکیکه خالی نمیکند خشاب اگر این سد خراباندازهام نمیشود شهر ادامه مطلب...
ادامه مطلب
جوجوی بیاستخوان هفده ساله باش هفت کوچه بلد که نوک بزنی به اشتهایم با رانی که براند جفت گاز بگیرد این زبان نفهم یک دنده ادامه مطلب...
ادامه مطلب
وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضاییکالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود...
ادامه مطلب
وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضاییکالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود...
ادامه مطلب
مرزهاى جهاناند بیست و سی سر … باز اگر بمیرد پادگان یک اعظم از پدر نمىروید ممد چه میگوید که گردش گوینده در رادیو توی حیاط پادگان بى اعتبارىِ دشنامِ است روى تانکر آب؟ بى فکر اعظم بخواب ممد که آتشفشان کبیریست اصغر جامانده در دوربین توی حیاط پادگانزیر آفتاب اجارهاىممد کجاست؟ دوربین چه مىگوید؟ که بیست و سی سر در یک محله مادر جا… فشا… مىکند در فکر ممد که اعظم نمىداند؟ ممد از چه مى...
ادامه مطلب
شعر "سطر قبلی" _ پویان فرمانبر :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه ...
ادامه مطلب
نقد و بررسی شعر "اتاق" _ سمیه ابراهیمی :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن ...
ادامه مطلب
که مثل مرگ فامیل نزدیک من است؟دستم آخراست کرده تا بیتنهام کندبا جیغگذاشته رفته خانهبی چمدان و کفشکه مثل خمپاره یک پات اینxadجاو یکی آنxadجابا جنگ فرار نکرده جز موهاتاز پدرت که تازه خاکxad ات کردهدوستxad ترت ندارم که!چرا با مرگ ولت کنم؟پیرتر از آنم که لم بدهد کاناپهتا آواز بخواند یکی به جات و چای بریزد صداش ولت کردهxad ام دخترمثل شوهرت که با گلوله خوابیدهو برای امروز و فرداتامروز و فرداست ...
ادامه مطلب
شعر "خاگینه" _ سمیه ابراهیمی :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هز...
ادامه مطلب
اینها که میآیند خیسِ گریهاند یا آنها که میروند؟ از لولهى تانک است یا تانکرى در آسمان؟ باران براى چه اینهمه تند میبارد؟ سرم را میدهم از پنجره بیرون و تنهایى تف میکند روى سرِ یکى که نمیداند میآید یا که میرود یکى که داد میزند مادر جنده! و جنگى خانوادگى بینِ لولههاى تانک در میگیرد ما هر دو مقصّریم نه مادرى که در آسمان نشسته مثل تانکر هنوز میبارد ...
ادامه مطلب
شعر «چماق» _اسماعیل ارم :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هزار تن...
ادامه مطلب
شعر "لال" _ حسین محمدی :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هزار تن ...
ادامه مطلب
چندیست فرماندهی دشمنیهای روزگارم شدهای نمیشود یک سرباز بمب اتم بسازد به دوریها که امتدادِ هیروشیما تا من بُردِ شیمیایی عشق و خاکسترم تسلای غرورت مرگ بر آمریکایی که هلندِ نگاهش فریبم داد و سبزههای آزادی که پیوند میلهها چه آرامشی؟ که هر نگاه جهان سوم اگر نه از آغاز که پایاناش آوارگیxadست مرگ بر آمریکایی که تو بودی و عشق خونینات مستعمره میخواست از فلسطینِ دلم حالا در تو میماند باز این گوش و پای پیوندیام کمتر نگیر دستانم را پیش از تو اِشغال ظالمی بودم روحخوار و تمام حقم که رنگ جویدن گرفت راستی دو چشمم را نگفته بودمات که مصنوعیست؟ و تنَت را که تنها وطنم؟ ...
ادامه مطلب