سرمتن :گفتاری در باره "فایل شعر2"

متن مرتبط با «ناصری» در سایت سرمتن :گفتاری در باره "فایل شعر2" نوشته شده است

نقد و بررسِی داستان "تولک" _ مریم ناصری

  • نیلوبلاگ

    نقد و بررسِی داستان "تولک" _ مریم ناصری :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن...

    ادامه مطلب
  • داستانک "قطعیت" _ مریم ناصری

  • نیلوبلاگ

    داستانک "قطعیت" _ مریم ناصری :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هز...

    ادامه مطلب
  • داستانک”چمدان”_مریم ناصری

  • نیلوبلاگ

    جاسم میگوید: “الله اکبر! ولک، قد آبادانه” و میرود جلوی ریل میایستد تا چمدانها از دستش در نروند. شیرین این بار موهایش را بلوند کرده. کمی چاقتر شده. وقتی بهش گفتم: “میخوایم با تور بریم چین.” فوری ُگفت: ” منم مییام. بانکمون با چینیها مراوده داره. من کلی چینی میشناسم.” دخترش را نیاورد. ...

    ادامه مطلب
  • داستان "قالیبافی" _ مریم ناصری

  • نیلوبلاگ

    مامان میگوید، چهار پنج ساله بوده که فهمیده بعضی از قالیها دهان دارند، از همان وقت به آنها حساس شده. از روی بافت و رنگ و لعابشان داستان میبافد و میفهمد چه کسانی آنها را بافتهاند. مثلن فکر میکند قالیهای روشن و ابریشمی با رنگهای شاد را دختران ترگل ورگلی بافتند که میخواستند با پولش جهیزیه...

    ادامه مطلب
  • داستانک”قالیخوانی”_مریم ناصری

  • نیلوبلاگ

    مامان میگوید، چهار پنج ساله بوده که فهمیده بعضی از قالیها دهان دارند. از همان وقت به آنها حساس شده. از روی بافت و رنگ و لعابشان داستان میبافد و میفهمد چه کسانی آن ها را بافته اند. مثلا فکرمیکندقالیهای روشن و ابریشمی با رنگهای شاد را دختران ترگل ورگلی بافتند که میخواستند با پولش جهیزیه بخر...

    ادامه مطلب