
تخت خواب میز کار من است Leave me alone وقتى که در را باز کردم، بغلم نکرد، مثل همیشه نبوسید، عصبانى بود، به طرز فجیعى شاکى! توى دلم گفتم کونِ لقت، اصلن به تخمم! بعد هم رفتم نشستم پشت میز تحریر و سرم را مثل کیر فرو بردم توی کامپیوتر، همxadزمان که داشتم تایپ می کردم، زیر زیرکى، یک جورهایى چریکى یعنى همانxad جورى که دخترهاى ایرانى پسرها را دید مىxad زنند، چشم چپم را دربست داده بودم به یک تپهxad ى سفید که دمر افتاده بود روى کاناپه، انگار دلش درد گرفته باشد. تپه آرام آرام داشت بدل مىxad شد به چیزى شبیه درکه! گفتم به درک! و رفتم آرام و تخت دراز کشیدم روى تپه اما یکxad کاره انگار گودزیلا از کوره در رفته باشد داد زد Leave me alone! حالا سوسک شده بودم شدید! اما سوسه هم نیامدم براش! یواش بغل...
ادامه مطلب