خرید بک لینک

به روزنامه شعر کالج وارد شوید

در داشت از خانه در میرفت

پنجره درد مىکرد
و مثل آ
در حال باز بود
که کوچه از پشت بام افتاد بووممم
برای تو
که تهِ این حال نشستهای در بوم
تا دلت نخواهد سیبم
از سینه کندهام درشت
دلم بخواهد در این عکس
که دارد اینگونه مىسوزد مىمیرى
فردا که پا ندارد
تا مرا جا بگذارد
در حال گذشته هم مردم
که مثل دم ته گاوم
و مىتوانم از پاشنه حتا بلندتر داد بزنم
که از دخترکی دل برده
که جا نمیشد در سینه
پنجره در میxadکرد
پنجشنبه از فردا سیبxadتر بود
و ماشین که کش آمده در جاده
گازم نمیxadزد دیگر
پنجره باز است
و مثل آ
دارد فرار مىکند از خانه
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسنی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 4:32

صفحه بندی