پنجره درد مىکرد
و مثل آ
در حال باز بود
که کوچه از پشت بام افتادبووممم
برای تو
که تهِ این حال نشستهای در بوم
تا دلت نخواهد سیبم
از سینه کندهام درشت
دلم بخواهد در این عکس
که دارد اینگونه مىسوزدمىمیرى
فردا که پا ندارد
تا مرا جا بگذارد
در حال گذشته هم مردم که مثل دمته گاوم
و مىتوانم از پاشنه حتا بلندتر داد بزنم
که از دخترکی دل برده
که جا نمیشد در سینه
پنجره در میxadکرد
پنجشنبه از فردا سیبxadتر بود
و ماشین که کش آمده در جاده
گازم نمیxadزد دیگر
پنجره باز است
و مثل آ دارد فرار مىکند از خانهادامه مطلب