در ادبیات فارسی، «نیما» شاعری آوانگارد است، چرا که وزن و قافیه را
از شعر گرفته و قاعده ترازویی وزن را از آن خارج کرد. اما نگاه و معنای
کلاسیک همچنان در اغلب آثار او نقش دارند، به جز اشعاری مانند «قایق» که
حسیاند و مانند نقاشیهای ونگوک، فضایی اکسپرسیونیست و حسبرانگیز دارند.
شاملو نیز آوانگارد قلمداد میشود چرا که وزن غیر ترازویی نیما را از شعر
گرفته و شعر را با آهنگ درونی کلمات، نوشته است. پس از این دو، شاعرانی
مانند احمدرضا احمدی، بیژن الهی و بیژن جلالی، با عنوان شاعران موجنو به
تالیف اشعار منثور پرداختند. تمام شاعرانی که با عنوان آوانگارد شناخته
شدهاند، اغلب به تغییر ظاهر و صورت اشعار میپردازند. برای مثال در سبک
هندی که در تقابل با سبک خراسانی قرار دارد، نوع بازی و اتفاقهای زبانی و
نوع تصویرپردازی، همه در صورت اتفاق میافتند، حال آنکه اساسن،
آوانگاردیسم شعری در غرب، در سیرت و معنا اتفاق میافتد. درحالت کلی دو نوع
حرکت «درونی» و «بیرونی» وجود دارد، حرکت درونی همان میل به مدرنیزم و میل
به پیشرف در درون و تفکر است، همان حرکتی که در جهان غرب شاهد آن هستیم.