خرید بک لینک
آندرگراند(شعری از کتاب جمهوری اسپاگتی) سروده علی عبدالرضایی در یوتیوب

آقای ” ساکرمان ” از آغاز کودکی یک فکر بیشتر به سر نداشت و آن اینکه نشان افتخار بگیرد . وقتی بچه بود، مثل بچه های دیگر که کلاه کپی به سر میگذارند صلیبی رویین به شکل نشان ” لژیون دونور ” به خود آویزان میکرد و در کوچهها با غرور و تفرعن تمام دست با دست مادرش میداد و سینه ی کوچکش را که مزین به نوار قرمز و ستاره ی فلزی بود سپر میکرد .
در پایان تحصیلات که بسیار ناقص انجام گرفت در امتحان نهایی دوره ی متوسطه رد شد و چون دیگر نمیدانست چه بکند از آنجا که ثروتی داشت با دختر خوشگلی ازدواج کرد. هر دو در پاریس مثل اشراف متمول زندگی میکردند و بی آنکه با سایر مردم معاشرتی بکنند، با اجتماع محخصوص خودشان محشور بودند، از جمله از دوستی با یکی نمایندگان مجلس که ممکن بود بعداً وزیر شود و ضمناً با دو تن از فرماندهان بزرگ ارتش دوست بود بر خود میبالیدند.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسنی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 4:21

صفحه بندی