خرید بک لینک

بسیاری گرایش دارند تا دلوز و گاتاری را با «پستمدرنیسم» مرتبط سازند، اما آن دو خودشان را در پروژهی پستمدرنیسم نمیدیدند. برای نمونه، گاتاری پستمدرنیسم را «چیزی جز آخرین نفسهای مدرنیسم» نمیداند؛ «پستمدرنیسم چیزی نیست مگر واکنشی به سوءاستفادهها و فروکاهیهای فرمالیستیِ مدرنیته و آینهای برای آن سوءاستفادهها و فروکاهیهای فرمالیستی، که در نهایت هیچ فرقی [با خود مدرنیسم] ندارد». دلوز و گاتاری با اینکه نمیخواستند برچسب پستمدرن بخورند اما، جهانبینیای برساختند که منتقدِ روایتهای کلان (بنگرید به لیوتار) و اندیشههای بنیادی و ذاتها است. آثار این دو اندیشمند، با گرایشهای اندیشهی مدرن مخالفت میکنند، و میخواهند راههای دیدن و فهمیدن چندگانگی سوژههای فردی و نهادهای کلان را توضیح دهند. هدفشان آن است که راههای فاشیستیِ کُنشگری را بیثبات و متزلزل سازند، آن هم از طریق انباری از لغات تازه که مجبورمان میکنند تا بیرون از شیوههای مستقر و مسلط (هژمونیک) و طبیعیشدهی فهم متعارفِ مدرن، بیندیشیم و مفهومپردازی کنیم.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسنی تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:15

صفحه بندی