وقتی خوکدانی در جشنوارهی ونیز ۱۹۶۹ اکران شد، آن را به باد
انتقاد گرفتند: آن را رسواییآور و حرمتشکن خواندند و بهراستی
هم خوکدانی فیلمی سیاه و تحریکآمیز و ناراحتکننده است. خوکدانی نقد سیاسی
تند و گزندهای بر فاشیسم معاصر ارائه میکند اما مسأله این است که هیچ
مجالی برای مداخله یا تغییر نمیگذارد. با خوکدانی، پازولینی بیش از پیش از
مبارزات مارکسیستی و سیاستِ انقلابی فاصله میگیرد؛ خودش موضعِ
سیاسیِ خوکدانی را نوعی «آنارشی آخرالزمانی» وصف میکند که فقط با
فاصلهگیری و شوخطبعی میتوان به آن نزدیک شد. اما از نظر ما، فیلم
خوکدانی برمدار ترکِ کاملِ (abandoning) فعالیت (سیاسی) و ترک کاملِ امید
به آیندهای بهتر میگردد؛ منتها در خوکدانی این ترکِ فعالیت و دستشستن
از امید فرمِ خارقِ اجماعی است هم از نقد رادیکال سیاسی و هم از شادی و
طرب.