دویدن بدود که دور شود
باران بر پشت بام ها طشت بزند
و باد بیاید که موهایت را بهم بریزد
یکی دهان که بخواند کافی ست
دو شاعر و چند فاسق و همه عاشق
طوری که دنیا فرهاد
و شیرین کساد شود
یکی مجنون که بماند کافی ست
وگرنه ساحل که تنها نمی نشیند
دریا را به نظاره