صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
سرمتن :گفتاری در باره "فایل شعر2"
درباره سایت
آخرین مطالب
شعر « پایتخت»_بهار توکلی
داستان «یک قتل ساده» _آرش ذوالقدری
ازدواج تو لازم بود _ علی عبدالرضایی
« طی دو روز گذشته بر کالج چه گذشت!»
صفت، شعر را بیصفت میکند _ علی عبدالرضایی
انتشار مجموعه شعر « لیلاو» _ علی عبدالرضایی
متنی از کتاب دیل گپ _ علی عبدالرضایی
شعری از ناظم حکمت
نقد شعر «گود» -زهرا هاشمی
داستان «وقتی آتش خاموش می شود» _هاروکی موراکامی
امکانات وب
شعر”بی خوابی”_محمد مختاری
چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد یا دانشگاهی ؟
اگرکه رویا تنها احتلامی بود بازیگوشانه
تشنج پوستم را که می شنوم ، سوزن سوزن که می شود کف پا
علامت این است که چیزی خراب می شود
دمی که یک کلمه هم زیادی است،
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار،
سایه دستی است که می پندارد دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید دراین دومتر جاماند تا تحلیل جسم، حد زبان را رعایت کند ؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد ،
چه از فشار خونی موروث
دررنج بوده باشی
قرار جایش را می سپارد و بی قراری ،
که وقت و بیوقت
سایه به سایه
رگ به رگ دنبالت کرده است تا این خواب
تظاهرات تورم را طی می کنم در گذر دلالان
سر چهار راه صدایی درشت می پرسد :
ویدئو مخرب تر است یا بمب اتم ؟
مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند
صدای زنگ فلز در دندان های طلا
و خارش کپک در لاله های گوش
نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است
و فکر سیب و زمین در سیصد سالگی جاذبه
و کودکان چند هزار ساله که انگار
برای اولین بار هستی را در وان حمام سبکتر یافته اند .
نه سینما و نه میهمانی در تاریخ
هجوم کاشفانی با تأخیر حضور
هزار کس می آیند و هزار کس می روند
و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد
صدا همان که می شنوی نیست
سگ از سکوت به وجد می آید
و دزد بر سر بام بلند
سماع می کند با ماه
زبان عزیز تر است اکنون یا دهان ؟
که سنگ راه دهان را
هزار بار تمرین کرده است
صدا که می شکند
حرف که چرک می کند
جمله ها که نقطه چین
می شوند
پیری یا بچه ای که خود را می کشد
تازه معنا روشن می شود
سگی که می افتاد در نمکزار واین نمک که خود افتاده است
خلاف رأی اولوالا لباب نیست
که ماه رنگ عوض کرده باشد یا شب مثل آزادی زنگ زند
اگر که لاله زرد باشد یا سیاه
استعاره خون
به مضحکه خواهد انجامید
گچ سفید جای سرت را نشان می دهد
که چند سالی انگار در این جا می نشسته ای
و رد انکارت افتاده است بر دیوار
یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت
گزاره ای اصلاََّ ناتمام
وتازه این بی
که هیچ چیزآرامش نمی کند
در التهاب درهایی که باز می شوند
کتاب هایی که باز می شوند و دست هایی که بسته می شوند
و دست هایی که سنگ ها را می پرانند
وسار هایی که از درخت ها می پرند
درخت هایی که دار می شوند
دهان هایی که کج می شوند
زبان هایی که لالمانی می گیرند
صدای گنگ وچشم انداز گنگ و خواب گنگ
و همهمه که می انبوهد
می ترکد
رؤیا که تکه تکه می پراکند
دانشگاهی که حل می شود در زندانی
وچشم اندازی که از هم می پاشد
خوابی که می شکند در چشم و چشم
که میخ می شود در نقطه ای
و نقطه ای که می ماند منگ
در گو شه ای از کاسه سر
که همچنان غلت می خورد
غلت می خورد
غلت می خورد …
برچسب:
نویسنده: ماهان حسنی
تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:12
صفحه بندی
آرشیو مطالب
مهر 1396
شهريور 1396
مرداد 1396
تير 1396
خرداد 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
اسفند 1395
بهمن 1395
پيوندهای روزانه
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
تبادل لینک با ما
بیت کوین
هاست ایمیل
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه