چقدر در نبود
در خانهی هر که دیگر نرفتم
جاماندم
هر کدام از او
دریاییست که از شب عمیقتر
از شب عمیقتر دریایی
همیشه در چشمهایش غرق شد و هیچکس
هیچکس نبود نجاتم دهد
هر جا که گفتم کمک
کم آوردند
و هر جا که گفتم
کمکم از حال رفتم
که فردا بیاید
هنوز هر جا که می روم
یکی میکند دنبالم
که مو نمیزند با من
یکی که عین او
یا او
و یا عین اوست
که از وقتی نبود
بیشتر بود
من هر چه دارم مال اوست
از او دارم
اگر چیزی ندارم
و از او دارم
اگر که لیلام مال کیست
عشق ما خانهای کلنگی نیست
الاکلنگ است
او که میرود پایین
من بالام
بالای لیلای لا
لا
نه او را دیدهام هرگز
نه در فیلمی که ما را گذاشته بود در صف
ملاقاتش کرده بودم
چهار انگشت مردد
شانهام را یواش لمس کرد
از اینجا شروع شد
برچسب:
نویسنده: ماهان حسنی