ام یعنی هستم مثل am، من اما آدمی بود اسمندار، سرصاف بود مثل o اما مثل تو در انگلیسی زندگی نمیکرد. تو آدمی بود مودار مثل to که هر چه بیشتر یک سرصاف عاشقاش میشد، بیشتر میشد عین too، اما عاشق نه من بود نه اصلن خودِ عاشق که اگر من نبود کشته میشد وسط فارسی. پس تو مهم است که وقتی میرود، خانه خراب میشود. من و تو وقتی که در یک جمله زندگی میکنند از آرامش بیشتری برخوردارند، برای همین جای پلاک بر سر درِ خانهشان نوشته بودند، من عاشق توام، کاش فارسى o داشت.