در بالای شیب در یک رمان، ابر
مطیعانه وانمود میکند که ابر است
ولی برای پرندهای که بیرون از رمان پرواز میکند
ابر بیش از یک ابر است:
ابر باران است
آسمان است
ستارههای براق است
و حتا خود پرنده
آدمیزاد، هنوز تمام فکر و ذکرش
داستاننویسیست
موضوعات موقتی را به دست میگیرد
و میخهای زنگزدهی زبان را میکوباند
به درون کهکشان راه شیری
که پس از انفجار بزرگ
هرگز متوقف نشد
چهرهها بر ماسههای ساحل
میآیند و میروند، میآیند و میروند
شعر دختری پابرهنه و برنزه است
که به ماسهها لگد میزند
و گوشماهی جمع میکند
یکی از صدفها را به آسمان روشن بالا میبرد
و به دورها پرتاب میکند
با دامنی چرخان به سوی دریایی موکد
که هم داستان و هم نامگذاری را میبلعد
و در امواج شفافش تحلیل میکند
از درون امواج چشمهای ماهی
بالهایی را نگاه میکنند که پیشتر ابر
برچسب:
نویسنده: ماهان حسنی