خرید بک لینک

تنهایی

نه شباهتی به آرام شبِی دلچسب در خانه دارد

با کرست کمر آبی لاجوردی بر تن

و خوش آغوشی در بَر

و نه کوپه ی خواب ِ قطاری را میماند

در سفرِ شاد و فارغش

از میان ِ منظرههای به غایت دلگیرِ خانههای کوچک ِ زمینی

و نه هرگز تنهایی

شاهزاده خانم مردهای را میماند

بر تختی میلهای

احاطه شده در سوسوی اشکهایی که هیچ کس را توان زدودنشان نیست

نه جنبندهای هست

نه شارتروز سبزی

و نه دستگاه ِ ماساژ دستی باتری داری

در مکتبخانه ی پوسیدهی تنهایی اما

تبر هست

و طناب

و آبشارهای شیب تند

وایری کهنه هست

و چاقوهای ضامن داری

که از مسیر خود بر سطح ِمهربان وممتد ِ موزها

ناگهان منحرف میشوند

و جاسوسهایی هست

که انگار کیر هم دارند

در فروشگاههای مواد غذاییِ خوش آب و رنگتر

بوفههای سالادی هست که من شبها آنجا

در نهایت صلح و آرامش مینشینم

و چیزی را میجَوَم که نمیدانم چیست

و بدبختتر ازهمهی آن خوکهای سلاخی شدهی دیگر نیستم

برچسب: نویسنده: ماهان حسنی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:39

صفحه بندی