خرید بک لینک

واژهی نشانهشناسی در اواخر قرن نوزدهم توسط فیلسوف پراگماتیست آمریکایی «چالز سندرس پیرس» ابداع شد. در حقیقت نشانهشناسی دانش بررسی نشانههاست، پیرس فرایند پیدایش نشانهها، شیوه¬ی دلالت و بُعد عملی آنها را مورد بررسی قرار داد. به باور او تمام اندیشهها و هرگونه فرایند معناسازی را میتوان برآمده از نشانه دانست.
پیرس نشانه را همچون تار و پودِ همهی نگرشها در نظر میگیرد. بر این اساس، حیات هر دانشی و حتی ارتباط میان انسانها به نشانهها وابسته است.
«علی عبدالرضایی» در جستاری پیرامون نشانهها بُعد دیگری از آن را برای ما روشن میکند و پس از گسترش آن به شعر، دیدگاه تازهای را پیش میکشد. به باور او نشانهشناسی یا سمیولوژی در همهی ابعاد هستی گسترش یافته است و با علم به نشانهشناسی میتوان چیستی جهان و در نتیجه هستی متن را دریافت کرد، به بیانی دیگر هر باور و اندیشهای میتواند یک نشانه باشد و هر نشانه وابسته به نشانهای دیگر است.
برای زایش اندیشه ما به سه رکنِ نشانه، شیء و تفسیرکننده نیاز داریم.
هر باور و اندیشهای بنیاد یک نشانه را تشکیل داده و حامل آگاهی است، پس هر چیزی که انگیزهی بروز تفسیر در ذهن شود نشانه است. شعر نشانهای متعالیست، زیرا بینهایت مدلول دارد و به تعداد مخاطبهای خلاق برای هر شعر تأویل و تفسیرهای متعددی ممکن میشود.
پیرس نشانهها را به سه بخش نمایهای، شمایلی و نمادین تقسیم میکند که در ادامه هر یک را بهطور مختصر توضیح خواهم داد.

نشانهی نمایهای:
میان دال و مدلول رابطهای علت و معلولی برقرار است. بهعنوان نمونه: دود نشان از آتش است، پس دود علت و آتش معلول آن است.

نشانهی شمایلی:
نشانههای شمایلی، آن دسته از نشانهها هستند که شباهت بین آنها پلی میان دال و مدلول است. در این نوع، نشانه تقلیدی از مدلول است.

نشانهی نمادین:
نشانههای نمادین دلالت میان دال و مدلول از نوع قراردادی هستند که نوع رابطهی میان دال و مدلول در این نشانهها، نه رابطهای مبتنی بر شباهت (همانند نشانههای شمایلی) و نه رابطهای علت و معلولی (همانند نشانههای نمایهای) است.
نشانهشناسی در شعر به ما کمک میکند تا پی به جهان درونی شعر برده، عوالم مختلفی را در شعر کشف کرده و با استفاده از چیدمان نشانهها و رابطهی بین آنها تأویل خاص خود را داشته باشیم. برای نمونه شعری از «سمیه ابراهیمی» را مورد بررسی قرار میدهیم:
“خیال آینه تخت است
ملافهای که ندارد حواس
چرکتاب است
و من که خوابیدهام لای ناکامی
چروک میشوم
خطوطی که تزریق میشود در پوست
سوءتفاهم نیست
تزریقی که باشی
فرو میروی در آینه
و طنابی که میکشدت بیرون
پوسیده است
خلاص نمیشود این تیر
این دردها
که ریخته در استخوانهام
بازتابِ مردابم اما
حاملهام میکند این آینه”
در سطر اول شعر، از دیدگاه سمیولوژی آینه و تخت نشانه هستند که نمود بیرونی و وجودی مستقل دارند و موجب اندیشه یا تصویری در ذهن میشوند. در این سطر آینه با واژهی بعد از خود یعنی «تخت» رابطهای نمادین برقرار میکند. آینه شکلی صاف دارد، زلال و تخت است، از جهت دیگر رابطهی میان آینه و خیال شمایلی بوده و آینه نمودی از خیال انسانهاست.
با بررسی و چیدمان نشانهها در این سطر میتوانیم چنین تأویل کنیم که شاعر با استفاده از این واژهها انعکاس وجودی خود را دروغ و خیال میداند.
در سطرهای بعد واژههای چروک، تزریق، خطوط و پوست همگی نشانههایی هستند که مدلول آنها پیری و فرسودگی شاعر است. میان واژههایی چون خطوط، پوست و چروک رابطهای عقلانی وجود دارد. خطوط روی پوست نشان از چروکیدگی و پیری دارند و شاعر بهخوبی ارتباط این واژهها را با واژههای طناب، پوسیده، تیر و درد برقرار ساخته است. بازتابِ مرداب و آینه رابطهای شمایلی باهم برقرار کردهاند و بهنوعی نمود یکدیگر هستند.
بنابراین در بررسی نشانهشناسیک، دنیای متنی شعر و شعرهای درون آن برای ما آشکار شده و فضاهایی منحصربهفرد را پس از خوانش شعر در ذهن پدید میآورد که خود مدلولهای بیشماری را سبب میشود. تمام آنچه گفته شد، روشنکنندهی این مطلب است که شعر نشانهای خارقالعاده با چندین جهان متنی است.

از بخش “گزارههای یدکی” مجله فایل شعر ۷

گردآورنده: ساحل نوری

برچسب: نویسنده: ماهان حسنی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 4:00

صفحه بندی