خرید بک لینک

مجموعه داستان تختخواب میز کار من است


زندگی با سُسِ سالاد


دنیاش پر از آژیر بود و زندگیxad اش آمبولانسی که از میان های های گریه میxad گذشت. او در همین آمبولانس، پیش از آنکه داخل اُرژانسِ هیچ بیمارستانی شده باشد از لای پاهای مادرش که جیغ می xadزد، با گریه آمده بود بیرون. پرستاری که در آغوشش گرفته بود نازش میxadکرد، مادرش که تازه با درد کنار آمده بود حالا دیگر لبخند میxadزد. به بیمارستان هم که رسیدند همه شادی میxadکردند. پدر، مادربزرگ، پدربزرگ، همه میxadخندیدند و او نمیxadدانست چرا! اینxadها را نمیxadشناخت. او یک بهشت از دست داده بود، از اینxadجا میxadترسید، بدش میxad آمد، حتی از دستِ همین هوایی که مجبور بود قورتش داده هی بدهد بیرون کلافه بود. او را از ایده xadآل، از رفاهِ کامل، از جایی که حتی به جایش نفس می xadکشیدند انداخته بودند بیرون! نُه ماهش تمام شده بود و زندگیxadاش سر رسیده بود. وقتِ آمدن، همهxad ی اهالی رحم از تخمکxadها گرفته تا تک تک سلولxadها سرخ پوشیده گریه میxad کردند و حالا در چشم به هم زدنی، با غولxad هایی طرف شده بود که دیدارش را جشن گرفته، میxad خندیدند. پس مرگی در کار نبوده تنها از جهانی وارد جایی، جهانی دیگر شده بود. حالا هم مدام دست و پا میxadزد که برگردد، تا به خانواده و دوستانِ هم سلولیxadاش بگوید که مرگی در کار نبوده آرام بگیرند، اما نشد! نمی xadتوانست. دیگر او را از بهشت تبعید کرده بودند و باید با شرایطِ موجود می xadساخت. تا حالا هم ساخته اما آنxadطور که باید از آب در نیامده! از وقتی که یادش می xadآید عاشق بوده، عشقxadبازی میxadکرده اما هیچ رحِمی مثل بهشتِ مادر امن نبوده، راحت نبوده! فضای داخل رحِم شور بود، برای احیای همین فضا سراسرِ تابستان لبِ ساحل لخت میxadگشت و بر ماسهxad ها غلت میxadزد. زمستانxadها، هر روزه وانِ حمام را پر از آب ولرم کرده در آن نمک میxad ریخت و می xadخوابید. هفتاد سالِ تمام، دنبال دنیای رحِم رفته بود، همه را، همه جا را گشته بود اما پیدا نکرده بود. حالا هم که این جماعتِ سیاهxadپوش، با های های گریه از آمبولانس درش آورده در گورش گذاشته xadاند، احتمالن دارد سعی میxadکند به اینxadها بگوید که مرگی در کار نیست بلکه تنها از جهانی، واردِ جایی، جهانی دیگر شده اما نمیxad شود، نمیxadتواند! باید با شرایط موجود ساخت.


برای دانلود مجموعه داستان"تختخواب میز کار من است"تازه ترین اثر علی عبدالرضایی به نشر کالج شعر مراجعه کنید.

لینک نشر کالج شعر www.kalejsher.com/publication.php

برچسب: نویسنده: ماهان حسنی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 13:39

صفحه بندی