
شبها آنها منتظر مونیکا میشدند. او در شهری کار میکرد که خطوط راه آهنش بد هستند. دختر، مرد و زنش پشت میز غذا مینشستند و منتظر مونیکا میشدند. از وقتی که او توی شهر کار میکرد، آنها تازه ساعت هفت ونیم غذا میخوردند. پیشتر...
ادامه مطلب
تخت خواب میز کار من است تخت خواب میز کار من است برای دانلود کتاب به لینک زیر مراجعه کنید: http://www.kalejsher.com/publication.php ختنه سوران او را از اعیانىxad ترین روسپیxad خانهxadى برلین پیشکش نکرده بودند. در یک پارتیِ آنxadچنانی به پستم نخورده بود، آن روز لب خیابانى که مىxad گویند کثیف است منتظر بودم که سوار ماشینم کرد. تازه پایش را این ورِ باغِ بلوغ گذاشته نگذاشته با دو چشم شهلا، موى طلا، بی پدر آنxadقدر خوشگلی مىxad کرد که ناغافل از خانهxad ى خالی سر درآوردیم. همین که لخت شد، طوری که لبِ پردهxad ى سینما نشسته باشی و تازه پایت را آن ورِ پرده توی فیلمِ "چشمxad هاى کاملن باز" نیکول کیدمن گذاشته باشی و کیرت از درزِ زیپ زده باشد بیرون، ناگهان چشمش روى خطی افتاد و همینxadط...
ادامه مطلب