
دست هادست هایم را می اندازم دور گردنمو موهایم را می کشم در خیاباندست اندازها ماشین ها را زیر می گیرندماشین ها آدم راحتی ابر حوصله ای ندارد ادامه مطلب...
ادامه مطلب
سرکوب تناقضxad های درونی: با "من در خطرناک زندگی میxad کردم"شعر به عنوان رابطه xadای درگذرنده از مرزهای هستیxad شناسانه جلوهxad گر می xadشود. این رابطهی مرزشکنانه در نوشتار عبدالرضایی موجب ایجاد نوعی تغییرپذیری سیال میشود، چنانxadکه صورتی غیر مستقیم از این موقعیت گفتمانی به خوانشxad هایی حتی متناقض قابل انتقال است، و هم، سویی اکیدن واقعی از ایجاد رابطهی شهوانی با متنیت در انگیزش جنسی زبان جاری شده است. در تمامیت ناتمام علیxadهای خطرناک ارادهی تخریب گستردهای جریان دارد که تن سیاسی، تن معرفتی و روان فردی را تحت تأثیر خود قرار میدهد. عبدالرضایی با "من در خطرناک..."حلول را اساسن به حال تعلیق درآورده و امکانا...
ادامه مطلب
کی!؟ چی چطوریست؟ هیچ که طوری نمیشود هیچ طوری نیست از شهروند محترم کمی کم داشتن هر مسافرت دفترَکی جلد آبی در جیبِ بغل گذاشتن جنبِ ورودی به جنبهای نداشتن جواب پس دادن با توضیحِ سادهای به خودکارِ خود آزادی دادن از دست دادن هراسی به خود خودی به خانه راه ندادن سطرهای شعرِ دیشب...
ادامه مطلب
کریستوا وضعیت امور را عوض میکند و همواره آخرین پیشداوری را ویران میسازد.رولان بارت دلبستگی کریستوا به تولیدگری متن و متن بهمثابه تجربهی (۱) اجتماعی، در اولین نظریهی مهم او دربارهی بینامتنیت به صورت ذاتی وجود دارد. نظریهای که بعدها در «انقلاب در زبان شاعرانه» (۱۹۷۴) به عنوان عملکرد فرآیندهای ...
ادامه مطلب
عصبانی که میشومگاز میگیرم دندانهایم راپشت لبهای سرکوب شدهامو حالم رااز هر کجا که ریخته باشد جمع میکنم عصبانی که میشومدستم را بر میدارممیزنم زیر گوش خیابانبه اولین ترمز سلام میکنمبه شانههای شیشهای تکیه عصبانی که میشومزودتر از همیشه برمیگردمتا آشپزخانه را بغل کنمسفرهی دلم را روی میز پهن...
ادامه مطلب
انتشار کتاب «نوشتار و تفاوت» دریدا با ترجمه یکی از مترجمان کاربلد و خوشنام البته خبر خوبی برای دوستداران دریداست. این کتاب خواندنی حاوی نخستین متونی است که دریدا نوشته، متونی که در آنها با آثار متفکران، شاعران و هنرمندانی نظیر فوکو، دکارت، لویناس، هگل، فروید، لوی استروس، باتای، ادموند ژابس، آرتو...
ادامه مطلب
گفتوگو با وبسایت اخبار روز پاییز۱۳۹۰ در مبحث روانشناسی فمینیستی، “ساندرا بم” بر اساس آزمونی ثابت کرد، هر قدر انسان باهوشتر باشد، دو جنسیتر است. چه اندازه شعرتان را با نظریه ادبیات اندروژنی همسو میدانید؟ این نظریه ادبی از چه راهی میتواند بر دیدگاه انسانگرایانه در ادبیاتی که خشونت، سنت و پدر...
ادامه مطلب
فردریک اولافسن: پروفسور مارکوزه، با اینکه شما بیشتر بهعنوان فیلسوفی اجتماعی و متفکری مارکسیست شناخته میشوید، گمان میکنم تعداد نسبتا محدودی از تأثیر مهم مارتین هایدگر و فلسفهاش بر ساختار فکری شما خبر داشته باشند. احتمالاً میتوانیم گف...
ادامه مطلب
بطری ، شعری از علی عبدالرضایی در یوتیوب یادداشت مترجم انگلیسی:این نوشته، ترجمهمقالهای است به زبان مجار که نخست در نشریهاندیشه آزاد(Szabadgondolat)، شمارهدسامبر۱۹۱۸، ص.۲۲۸-۲۳۲ چاپ شد.اندیشهآزادمجلهرسمی«حلقهگالیله»، جمعیتی مت...
ادامه مطلب
پدیدارشناسی یا فنومولوژی علم و روش مطالعهی پدیدارهای عینی بدون قضاوت و پیشداوریست. در واقع یک پدیدارشناس باید بیطرف باشد و در بررسیهای خود، متافیزیک و ماوراء و سنتهای پیشین را وارد نکند و فقط به ذات و ماهیت آن چیز بپردازد. از این ن...
ادامه مطلب
مقاله”دیگر نمیتوان به اصل اکثریت عقلا اتکا کرد” شاید بتوان گفت پیتر سلاتردایک در آلمان چهره جنجالی و در بیرون آلمان یک فیلسوف است. جنجالهای فکری و نظری سلاتردایک در نقد سیاست مهاجرت آنجلا مرکل (که خود اسباب دست حزب راست آلمان شد)، تا کتاب اخیرش «پروژه شلینگ» که علیالظاهر هجویهای بر سیاستهای جنسیتی مد روزست، بازتاب یافتهاند. متفکری با دشمنانی از چپ و راست. اما آنچه بیش ا...
ادامه مطلب
گفتگوی گروهی با علی عبدالرضایی (20) را در یوتیوب کالج شعر دنبال کنید از گِردی پا به ماه با کله خوردم زمین ریختم توی تشت تا خواب ببرد مرا و بیوفتد به جانم خانم دکتر ادامه مطلب...
ادامه مطلب
_ تحلیل چند شعر علی عبدالرضایی توسط شاعر در آپارات کلمه، کوچکترین واحد یک شعر است. همهی کلمات ماهیتی قراردادی دارند و همه بر نمونهای بیرونی (مصداق) دلالت میکنند. البته کلمات بیمصداقی هم وجود دارند که در ادامه، اشارهای نیز به آنها خواهم داشت. برای مثال، واژهی “میز” مفهوم است و نه م...
ادامه مطلب
چندی پیش با شعری برخورد کردم که شاعر از کلمهی "موتَر" در شعرش استفاده کرده بود؛ "موتَر" معادل خودروست که در افغانستان و در گویش دری و گویش هزارگی از آن استفاده میشود. در صحبت با شاعر و اینکه چرا از "خودرو" که واژهای پارسیست استفاده نکرده، دلیلش را استفاده واژه "موتَر" در کابل عنوان و توجیه کرد که به این وسیله در شعرش بومیگرایی میکند! در اینجا به نکتهای اشاره میکنم که مسئله و جدال بر سر این نیست که چرا امروزه فارسی تهران معیار است و دری و یا هزارگی نسبت به آن گویش محسوب میشوند (در گذشته و در دورهای، دری که طبق نظری زبان درباری بوده است، معیار و سایرین گویش قلمداد میشدند) بلکه در رویکرد و نگاهی زبانی به توجه داشتن به واژگان بیگانه در زبان پارسی و هر گویشی از آن اشاره میشود. ادامه مطلب...
ادامه مطلب
مجموعه داستان تختخواب میز کار من است زندگی با سُسِ سالاد دنیاش پر از آژیر بود و زندگیxad اش آمبولانسی که از میان های های گریه میxad گذشت. او در همین آمبولانس، پیش از آنکه داخل اُرژانسِ هیچ بیمارستانی شده باشد از لای پاهای مادرش که جیغ می xadزد، با گریه آمده بود بیرون. پرستاری که در آغوشش گرفته بود نازش میxadکرد، مادرش که تازه با درد کنار آمده بود حالا دیگر لبخند میxadزد. به بیمارستان هم که رسیدند همه شادی میxadکردند. پدر، مادربزرگ، پدربزرگ، همه میxadخندیدند و او نمیxadدانست چرا! اینxadها را نمیxadشناخت. او یک بهشت از دست داده بود، از اینxadجا میxadترسید، بدش میxad آمد، حتی از دستِ همین هوایی که مجبور بود قورتش داده هی بدهد بیرون کلافه بود. او را از ایده xadآل، از رفاهِ کامل، ا...
ادامه مطلب
این مخاطب عزیز! حسین نظریان در رابطه ی متقابل میان خواننده/ مولف، چه کسی نقش برتر را به خواننده می دهد؟ تا زمانی که مولف عرصه ای را برای مخاطب باز نگذارد و او را به بازی نگیرد، این امر میسر نمی گردد. بازی از همان ابتدا آغاز میشود: به واسطه ی انتخاب نامی کنایه ای که دلالت بر نگاه انتقادی (تسخری و تصغیری) شاعر به عاشق/ عشق دارد. این مجموعه ی شعر حاوی سه دفتر جداگانه است؛ دفتر اول- جنگ جهانی آخر، دفتر دوم- عاشق ماشق، و دفتر سوم- کتاب کوتاه. در به جای مقدمه؛ خلافی نمینشیند در کاری مگر به خواست... به یک میهمانی آمدهایم/ که زودی تمام میشود/ وقتی که آمدم/ عشق بر میز شام نشسته بود/ من انتظار نداشتم/ که در رختخوابم/ تنفری منتظر باشد، شاعر برای مخاطب تیزبین ادبیات ناگفتههای بسیاری را در جغرافی...
ادامه مطلب
علیشاه مولوی در سال ۱۳۳۱ در میکوه آغاجاری از شهرهای استان خوزستان به دنیا آمد . وی در سال ۱۳۴۵ وارد جریان های سیاسی شد . او در سال ۱۳۹۲ بر اثر سکته ی مغزی در گذشت . نشانه های زمینی ، شهید سوم ، آوازهای آغاز ، از خلق به امپریالیسم ، خلق نامه و کاملن خصوصی برای آگاهی عموم از مجموعه آثار او هستند . راه می رود قابیل در جغرافیای گربه ادامه مطلب...
ادامه مطلب
شعری از "مایا آنجلو" شاعر امریکایی برگردان : "بهنود فرازمند" مایا آنجلوز مایا آنجلوز نام اصلی مارگریت آن جانسونMarguerite A Johnson زمینهٔ کاری رماننویس نمایشنامهنویس و داستان کوتاه زادروز ۴ آوریل ۱۹۲۸سنت لوئیس،میزوری مرگ ۲۸ مه ۲۰۱۴ میلادی (۸۶سال)وینستون-سیلم،کارولینای شمالی ملیت آمریکایی آفریقاییتبار پیشه نویسنده،شاعر،بازیگرتلویزیونی،خاطرهنویس،فعالان اجتماعیومقالهنویس سالهای نویسندگی ۱۹۶۹–۲۰۱۴ سبک نوشتاری حقوق مدنی ...
ادامه مطلب
"احتمالات"سینما را ترجیح میدهمگربهها را ترجیح میدهمبلوطهای کنار رود وارتا را ترجیح میدهمدیکنز را به داستایفسکی ترجیح میدهمخودم که آدمها را دوست داردبر خودم که عاشق بشریت است، ترجیح میدهمترجیح میدهم نخ و سوزن دمِ دستام باشدچون ممکن است لازماش داشته باشم ادامه مطلب...
ادامه مطلب
"دوازده سال "خطی که بر جای ماند درست از آب در آمد خانه ات در پاریس ...یادداشتی مانده در دستانت سه دفعه نفس کشیده از میانش سه بار درخشیده ...لال می کند کر می شود و پشت نگاه مان گلی سمی می بینیم در عمق تمام حرف ها وترکیب ها ادامه مطلب...
ادامه مطلب