سرمتن :گفتاری در باره "فایل شعر2"

متن مرتبط با « سال 93» در سایت سرمتن :گفتاری در باره "فایل شعر2" نوشته شده است

شعر "گریز"_ ساریا ابرا

  • نیلوبلاگ

    وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضاییکالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود...

    ادامه مطلب
  • شعر "گود" _ ساریا ابرا

  • نیلوبلاگ

    افتادهام در عمیق و دست به دامن نمیبرد شب اگر رشد کند در رحمم تاریک ویار مقنى چاهیست بیآب میکند تا یوسفی در من رشد لگدهاش پرت کند حواس بیآنکه بربخورد به کسی چیزی حتی به زمین که قیم تنهاییست در حال ناجورم و سر کردهام از نه آنقدر که دیگر به هم نمیرسد دکمههایی که پرت میکندم در مصر تا دست بردارم از لباس و در دره اى خلاص ...

    ادامه مطلب
  • شعر "چماق" _اسماعیل ارم

  • نیلوبلاگ

    چشم چمدان من است چه مى xadداند که تو را میبرد بى آنxadکه رفته باشى بی آنxadکه مجال کنم جا دادهام جوانیات در تبعید که پا از گلیم درازتر نکنی برنگردى و ماندنات را لندن گرو بگیرد چشم چماق ماندن است چه مىxad داند! ...

    ادامه مطلب
  • نقد و بررسی شعر "اتاق" _ ساریا ابرا

  • نیلوبلاگ

    «دست را نمیکنم غلاف تا حلقآویز شودو به دنبال از یادت نمیبرم...پاره کند پردهی گوشیکه بغل xadخوس لب شده است» با توجه به ساختار تکxad جملهای این اثر در خوانش، میتوان این شعر را مثل آبی که از آن بالا سرازیر میشود، خواند. همیشه به این فکر کنید که صفحه یک سرسرهست، وقتی آب را در سرسره میریزیم سرازیر میشود، باید کاری کنیم کلمات هم مثل آب در صفحه سرازیر شوند. ولی در این اپیزود شاعر بهxad خاطر آوردن هجا...

    ادامه مطلب
  • شعر "ضجه" _ آمنه باجور

  • نیلوبلاگ

    شعر "ضجه" _ آمنه باجور :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود. در این کالج شاعران و نویسندگانى هم هستند که خیلى نام ندارند، یعنى خیلى هاشان از صفر آغاز کرده اند اما از پ...

    ادامه مطلب
  • شعر "خاگینه" _ ساریا ابرا

  • نیلوبلاگ

    شعر "خاگینه" _ ساریا ابرا :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود. در این کالج شاعران و نویسندگانى هم هستند که خیلى نام ندارند، یعنى خیلى هاشان از صفر آغاز کرده اند اما ...

    ادامه مطلب
  • مقاله”آنارشیسم و سیاست رادیکال”_سال نیومَن

  • نیلوبلاگ

    مقدمهی مترجم:سال نیومن (متولد ۱۹۷۲) واضع اصطلاح «پست آنارشیسم» است، واژهای برای نامیدن شاخههایی از فلسفه سیاسی که آنارشیسم قرن نوزدهمی را از صافی پساساختارگرایی عبور میدهد. سال نیومن در سال ۲۰۰۱ کتاب «از باکونین تا لکان: اقتدارستیزی...

    ادامه مطلب
  • مقاله”پسالیبرالیسم و آزادی بیان”اریک هاینز

  • نیلوبلاگ

    پسالیبرالیسم و آزادی بیان امروزه مناقشات در مورد آزادی بیان بیش از هر زمان دیگری اخبار را پر کرده است. این مناقشات، بهویژه، زمانی بالا میگیرند که دونالد ترامپ اظهارنظر میکند. بدونشک، مقصود از «بیان» تنها کلمات نیست، بلکه سایر رفتارهای...

    ادامه مطلب
  • داستانک”یکروز خوش برای موزماهیها”_جی.دی سالینجر

  • نیلوبلاگ

    لهاسا ، شعری از علی عبدالرضایی در یوتیوب نود و هفت تبلیغاتچی نیویورکی توی هتل بودند و خطوط تلفنی راه دور را چنان در اختیار گرفته بودند که زن جوان اتاق پانصدوهفت مجبور شد از ظهر تا نزدیکیهای ساعت دوونیم به انتظار نوبت بماند. اما بیکار ن...

    ادامه مطلب
  • زندگی با سُسِ سالاد

  • نیلوبلاگ

    مجموعه داستان تختخواب میز کار من است زندگی با سُسِ سالاد دنیاش پر از آژیر بود و زندگیxad اش آمبولانسی که از میان های های گریه میxad گذشت. او در همین آمبولانس، پیش از آنکه داخل اُرژانسِ هیچ بیمارستانی شده باشد از لای پاهای مادرش که جیغ می xadزد، با گریه آمده بود بیرون. پرستاری که در آغوشش گرفته بود نازش میxadکرد، مادرش که تازه با درد کنار آمده بود حالا دیگر لبخند میxadزد. به بیمارستان هم که رسیدند همه شادی میxadکردند. پدر، مادربزرگ، پدربزرگ، همه میxadخندیدند و او نمیxadدانست چرا! اینxadها را نمیxadشناخت. او یک بهشت از دست داده بود، از اینxadجا میxadترسید، بدش میxad آمد، حتی از دستِ همین هوایی که مجبور بود قورتش داده هی بدهد بیرون کلافه بود. او را از ایده xadآل، از رفاهِ کامل، ا...

    ادامه مطلب