شعر "اسم خون" _فاطمه سلیمانی
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 1:08
برای اینکه فشنگ را قشنگ کرده باشد دخترش را دینامیت و همسرش را باروت صدا میزد مبادا که خیس شود تنهایی و از گروه بیفتد زن چه میدانست خون که راه میرود زیر بمب اسم ندارد حتی اگر از گاوِ پهلوگرفتهای درآمده باشد که سردرنمیآورد از A B یا O منفی آدمی اسم ندارد کاش دینامیت خون داشت
داستانک”قلب رازگو”_ادگارآلن پو
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:00
بله درست است . بسیار، بسیار و شدیدا، عصبی بودم و هستم؛ اما چرا فکر میکنید دیوانهام ؟ آن بیماری حواس مرا نه ضایع و نه کند، بلکه تیزتر کرده بود، از همه بیشتر حس شنواییام را . همهی صداهای زمینی و آسمانی را میشنیدم . صداهای بسیار از دوزخ میشنیدم . پس چگونه ممکن است من دیوانه باشم ؟ گوش دهید ! و
شعر «انقلاب» _ سمیه ابراهیمی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:00
شعر «انقلاب» _ سمیه ابراهیمی :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگر
انتشار مجله فایل شعر (10)
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:00
وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود
انواع نشانه
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:00
واژهی نشانهشناسی در اواخر قرن نوزدهم توسط فیلسوف پراگماتیست آمریکایی «چالز سندرس پیرس» ابداع شد. در حقیقت نشانهشناسی دانش بررسی نشانههاست، پیرس فرایند پیدایش نشانهها، شیوه¬ی دلالت و بُعد عملی آنها را مورد بررسی قرار داد. به باور او تمام اندیشهها و هرگونه فرایند معناسازی را میتوان برآمده ا
شعر "چنار" _ علی عبدالرضایی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 4:00
برای مرگ تو گریه کوچک است عزیزم به من قول داده اند قول داده اند چنارت کنند چناری کنارِ جوباریکه ای که رفته رفته خودش را گود می کند عرض می گیرد نهر می شود نهری که آب می دهد به آهوان ِجوانی که درسایه ات لم می دهند xa0 اگر حسودی نکنی دیر یا زود رودی کنارِ تو خواهم بود xa0
داستانک”چه معنی دارد … “_دِیـوْ اِگرز
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 14:04
داستانک”چه معنی دارد … “_دِیـوْ اِگرز :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و
کارگاه نقد/نقد شعر«آمنه باجور»
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 14:04
«خالی» دنبال یکی میگردم xa0xa0 که جای خالیت را خالی کند و حالم را که از این خرابتر نمیشود عالی مثل روزی که دست هیچ سوراخی نخورده بود به کف که خالی کند لیوانام جیبم بعد هم پیدا کند خانه خالی آنقدر خالی بستهای که راهی نرفته برگشتم مثل چکهای بد حساب xa0xa0xa0xa0 و حالا که دختر همسایه پا داده مثل انگشت
داستانک”بدونِ قهرمان”_تی سی بویل
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:49
دستِ آخر، از بختیاری و پشتکار و تعهدِ تزلزل ناپذیرش نسبت به روحِ گلاسنوست، توانست به آنچه میخواست برسد. عجیب بود. تازه دو هفته از ویزای شش ماههاش باقی مانده بود که یک دل نه صد دل عاشق شد، دل و دین را در تندبادِ عشق و عاشقی از کف داد و دید که شوهر کرده است، آن هم به یک آمریکایی. اسمِ مرد یوسف او
مقاله”تجربهی بینامتنیت”_لوسیل هولمز
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:49
کریستوا وضعیت امور را عوض میکند و همواره آخرین پیشداوری را ویران میسازد.رولان بارت دلبستگی کریستوا به تولیدگری متن و متن بهمثابه تجربهی (۱) اجتماعی، در اولین نظریهی مهم او دربارهی بینامتنیت به صورت ذاتی وجود دارد. نظریهای که بعدها در «انقلاب در زبان شاعرانه» (۱۹۷۴) به عنوان عملکرد فرآیندهای
نقدشعر زهرا هاشمی”عروس”_پویان فرمانبر
-
تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 15:39
عروس شدم بر حسب اتفاقپدر نبودکه زن بگیرد از آبیا مادرم راکه گریه غرقش مىکردعروسکی بود موجیکه درمیرفت با برادرتا پشت هفت سالگیو باد اگر وا نمیکرد پاهاملیز نمیشد این لا / لاییتا بپرد خواب از سر کوچه و لی لیکل نمی کشید دردتا بپیچد جیغلای موهامکه هرگز طناب نشد مادرم نجاتوقتى عروس شدمپدر سوراخو ماد
شعر “جشن تولد”_ پویان فرمانبر
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 17:39
از زمینی که آورد بالاروی تو افتادمو هرچه میروم نجاتبیشتر فرو برای اوکه مثل من شبیه توستاتاقِ کوچکی نوشتهامکه هروقت خواست بازی کندو دنبال پازلی بگرددکه هرگز پا به ضلع زمین نمیگذاردگریه کند برای تولدبرای بازگشت با عروسکهای تازهامدارم فکر میکنم به توکه با عروسکهای تازهاتفکر میکنی به اوبه آن
مقاله”دریدا و «جهان وطنی»”
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 17:39
جهانِ معاصر است: جهانی« نا امن و بیاعتبار» که بیکاری، انواع قاچاق، ترور، سلطهی حکمرانیهای پلیسی ـ مافیایی و انواع تجاوز و رعب و وحشت، همه و همه، به بخشی ناگسستنی آن تبدیل شدهاند و یا اصلاً سنگ بنای آناند. اما از نظر جامعهشناسیِ مارکسیستی، در اینگونه بررسیها (صرفاً پدیدارشناختی)، مشکل از
داستان”سه قدیس تیره”ولفگانگ بورشرت (Wolfgang Borchert)
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 17:39
کورمال کورمال از حومه تاریک شهر گذشت. خانههای ویران در برابر آسمان قد افراشته بودند. ماه به چشم نمیخورد و سنگفرش از قدمهای دیر هنگام در هراس بود. سپس به چوب لگد زد تا آنکه توفال پوسیدهای از آن نالهای کرد و جدا شد. چوب طعم شیرین و ترد داشت. کورمال کورمال از حومه تاریک شهر برگشت. ستارهای در آس
شعر "جنجال" _ سمیه ابراهیمی
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 17:39
شعر "جنجال" _ سمیه ابراهیمی :: وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرا
نقد شعر “گنجشکها”
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 13:09
بعد از هزار و یک شب خواندنخوابیدناز خانه خارج میشود یک جفتدر کوچه غوغا کردهاندگنجشکهاتا صف اتوبوسپای درختی که جیک تو جیکاشغال شدهبر گونهدرست سر سیاهی خالمرداینگونه خالی میکند بوسهزن هم برای اینکه شوی اشک ندهدسرش رایک کاره برمیگردانداز گونههاش که جای کبود ریمل پاک میکنددوباره برمیگرددگنجشکی
”شخصیت زبانی”_علی عبدالرضایی
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 13:09
علی عبدالرضایی گاهی سخنرانیهایی برای کالجیها ترتیب میدهد که «شخصیت زبانی» یکی از آنهاست و در این بخش به صورت مکتوب ارائه شده است. من عاشق توامام یعنی هستم مثل ma، من اما آدمی بود اسمندار، سرصاف بود مثل o اما مثل تو در انگلیسی زندگی نمیکرد. تو آدمی بود مودار مثل ot که هر چه بیشتر یک سرصاف عا
مقاله”کمونیسم میراث ندارد”_موریس بلانشو
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 13:09
باید چیز های ساده را به خودمان یادآوری کنیم ، همان که همیشه فراموش میکنیم: میهنپرستی، میهنشیفتهگی، ملّیگرایی، چیزی این جریانها را از هم متمایز نمیکند، هیچ، مگر اینکه ملّیگرایی ایدئولوژیئی عظیم و گسترده است و میهنپرستی تایید و تاکیدِ احساساتیاش (و خودش را درین بیانیههای دردناک نشان م
شعر “من از زمین میترسم” _ علی عبدالرضایی
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 13:09
ﻧﻪ ﮔﻞ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩﻫﺎﻧﻪ ﭘﺎﺱ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﯽﺗﻮﭖ ﺑﯽﺯﻣﯿﻦﺧﺮﺍﻓﻪ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﺧﺮﺍﻓﻪﺳﺖﻧﻤﯽﺯﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﯿﺎﺭﻩ ﻫﯿﭻ ﺩﺯﺩﻧﻪ ﮔﻞ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪی ﻣﺎﻧﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪﺗﻨﻬﺎ ﺩﺳﺘﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺋﯿﻨﮓ ﻟﻌﻨﺘﯽﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽرودﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩﻭ ﺩﺭ ﺷﻮﻣﯿﻨﻪ ﻣﯽﺭﯾﺰﺩﻧﻪ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﻟﺒﺮﺯ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺳﻬﻤﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﮕﺬ
نقد شعر “شارژ” _منتقد : سمیه ابراهیمی
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 13:09
دو شاخه در دلمو شادیام توی شارژبه صد که میرسدبرق از سر زنی میپردکه مثل شاتره زیر دستریز ریزم میکندو میریزدم در آشیکه میپزد برای آقاآقایی که زبانش زخم میزندپیش از آنکه ریزترم کندزیر دندان کرم خوردهاشو زن که زندگی میکند توی قابلمهلم میدهد به چارشانهترین خانهموهاش را شانه میکندو همچنان ک